قرائت› دفتر ۲› بخش ۶۳ → قبلی · بعدی ←
بخش ۶۳ - از خر افکندن ابلیس معاویه را و روپوش و بهانه کردن و جواب گفتن معاویه او را
ابلیس، معاویه را از خر میافکند، بهانه میآورد و معاویه به او پاسخ میدهد
- M2:2616 گفت هنگام نماز آخر رسیدسوی مسجد زود میباید دوید گفت: «دیگر وقت نماز دارد تمام میشود،باید هرچه زودتر به سوی مسجد شتافت.»ابلیس به معاویه گفت که او را بیدار کرده چون وقت نماز صبح رو به پایان بود و باید برای به جا آوردن آن عجله میکرد.
- M2:2617 عجلوا الطاعات قبل الفوت گفتمصطفی چون در معنی میبسفت پیامبر، آنگاه که دُرهای گرانبهای معنا را میسُفت، فرمود:«در انجام طاعات و عبادات، پیش از آنکه فرصت از دست برود، شتاب کنید.»این بیت به حدیثی از پیامبر اسلام اشاره میکند که فرمود: «در انجام کارهای نیک و عبادات، پیش از آنکه فرصت از دست برود، عجله کنید.»
- M2:2618 گفت نی نی این غرض نبود تو راکه بخیری رهنما باشی مرا معاویه پاسخ داد: «نه، هرگز! نیت تو این نبوده استکه مرا به سوی کار خیری راهنمایی کنی.»معاویه با قاطعیت نیت خیر ابلیس را رد میکند و میگوید محال است که هدف تو از بیدار کردن من، هدایت من به کار نیک بوده باشد.
- M2:2619 دزد آید از نهان در مسکنمگویدم که پاسبانی میکنم دزدی پنهانی به خانهام میآیدو به من میگوید که نگهبانی میدهم.معاویه به ابلیس میگوید که نیت خیر تو باورکردنی نیست؛ مانند دزدی هستی که در لباس نگهبان برای فریب وارد خانهای میشود.
- M2:2620 من کجا باور کنم آن دزد رادزد کی داند ثواب و مزد را چطور میتوانم حرفهای آن دزد را باور کنم؟دزد که چیزی از پاداش و ثواب الهی نمیداند!معاویه به ابلیس میگوید که ادعای تو مبنی بر اینکه برای ثواب الهی او را برای نماز بیدار کردهای، دروغ است، زیرا ذات یک دزد با مفهوم پاداش اخروی و معنوی بیگانه است.