قرائت دفتر ۵ بخش ۲۴ → قبلی · بعدی ←

بخش ۲۴ - در بیان آنک هیچ چشم بدی آدمی را چنان مهلک نیست کی چشم پسند خویشتن مگر کی چشم او مبدل شده باشد به نور حق که بی یسمع و بی یبصر و خویشتن او بی‌خویشتن شده

در بیان اینکه هیچ چشم بدی برای انسان چنان کشنده نیست جز چشم پسندِ خویشتن، مگر اینکه چشم او به نور حق مبدل شده باشد که 'با من می‌شنود و با من می‌بیند' و خودِ او بی‌خود شده باشد

  1. M5:497 پر طاوست مبین و پای بینتا که سؤ العین نگشاید کمین به پرهای زیبای طاووس‌وار خود نگاه نکن، به پاهای زشتت بنگرتا چشم‌زخم و خودپسندی برایت دامی پهن نکندبه جای تمرکز بر زیبایی‌ها و کمالات خود که باعث غرور می‌شود، به عیب‌ها و کاستی‌هایت توجه کن تا از آسیب چشم‌زخم دیگران و به‌ویژه از آفت خودشیفتگی در امان بمانی.
  2. M5:498 که بلغزد کوه از چشم بدانیزلقونک از نبی بر خوان بدان چشم بدِ انسان‌های شرور، کوه را هم از جا می‌لغزاندبرای دانستن این حقیقت، آیهٔ «یُزْلِقُونَکَ» را که بر پیامبر نازل شد، بخواناین بیت می‌گوید که نیروی چشم زخم آنقدر زیاد است که می‌تواند حتی کوهی را به لغزش وادارد و برای اثبات این موضوع، به آیه‌ای از قرآن اشاره می‌کند که دربارهٔ چشم زدن کافران به پیامبر اسلام نازل شده است.
  3. M5:499 احمد چون کوه لغزید از نظردر میان راه بی‌گل بی‌مطر پیامبر که همچون کوهی استوار بود، از اثر یک نگاه لغزیددر میان راه، بی‌آنکه گِل و بارانی در کار باشد.این بیت به لغزیدن و زمین خوردن پیامبر اسلام اشاره می‌کند و آن را نتیجهٔ اثر «چشم زخم» یا همان نگاه بدخواهانه معرفی می‌کند، نه یک اتفاق عادی ناشی از شرایط محیطی مانند باران و گِل.
  4. M5:500 در عجب درماند کین لغزش ز چیستمن نپندارم که این حالت تهیست در شگفتی فرو ماند که این لغزیدن از چه بود؟گمان نمی‌کنم که این اتفاق، بی‌معنا و بیهوده باشد.پیامبر از این لغزش ناگهانی خود شگفت‌زده شد و با خود اندیشید که این رویداد نمی‌تواند بی‌دلیل و بی‌معنا باشد و حتماً علتی پنهان دارد.
  5. M5:501 تا بیامد آیت و آگاه کردکان ز چشم بد رسیدت وز نبرد تا آنکه آیه و نشانی از غیب آمد و او را آگاه ساختکه این لغزش از اثر چشم‌زخم بود، نه از خستگی نبرد و کارزار.سرانجام وحی الهی به پیامبر خبر داد که لغزیدن ناگهانی‌اش به دلیل تأثیر «چشم زخم» بوده است، نه حاصل یک نبرد یا خستگی جسمانی.
  6. M5:502 گر بدی غیر تو در دم لا شدیصید چشم و سخرهٔ افنا شدی اگر کسی جز تو بود، در همان لحظه نابود می‌شد؛شکار چشم‌زخم می‌گشت و بازیچۀ فنا می‌گردید.این بیت خطاب به پیامبر می‌گوید: اگر این چشم‌زخم به هر کس دیگری جز تو اصابت می‌کرد، همان لحظه او را از پای درمی‌آورد و نابودش می‌ساخت.
  7. M5:503 لیک آمد عصمتی دامن‌کشانوین که لغزیدی بد از بهر نشان اما محافظتی الهی با شکوه از راه رسیدو این لغزیدنت فقط برای آن بود که نشانه‌ای باشداما حفاظت و عصمت الهی به یاری تو آمد و نگذاشت آسیب ببینی؛ و این لغزش کوچک فقط نشانه‌ای بود تا از خطر چشم زخم آگاه شوی و دیگران نیز از آن عبرت بگیرند.
  8. M5:504 عبرتی گیر اندر آن که کن نگاهبرگ خود عرضه مکن ای کم ز کاه از این ماجرا عبرت بگیر و خوب نگاه کن،ای که از کاهی کمتری، داشته‌هایت را به نمایش نگذار.از ماجرای چشم‌زخم خوردن پیامبر درس بگیر و از به رخ کشیدن فضائل و داشته‌های خود پرهیز کن، زیرا تو در برابر چنین خطری بسیار آسیب‌پذیری.