Lue› Daftar 3› Jatkoa tarinalle elefantinvauvojen uhreista› Säepari 116
M3:116 — ما نمیبینیم باشد این خیال / چه خیالست این که این هست ارتحال
M3:116
Merkitys · به زبانِ تو — Oma kielesi · AI
اطرافیان فرد در حال احتضار، آنچه را که او از عالم غیب در آستانهٔ مرگ میبیند توهم میپندارند، اما او تأکید میکند که این مشاهدات، خیال نیست، بلکه خودِ حقیقتِ مرگ و انتقال به جهانی دیگر است.
این بیت، لحظهٔ رویارویی با مرگ را از دو دیدگاه متفاوت به تصویر میکشد. از یک سو، اطرافیان سالم و زندگان قرار دارند که حواسشان تنها به دنیای مادی محدود است. وقتی فرد در حال جان دادن (محتضر) از دیدن «شمشیر» یا «گرز» فرشتهٔ مرگ (عزرائیل) سخن میگوید، آنها چون خودشان چیزی نمیبینند، آن را به حساب توهمات و خیالات ناشی از بیماری میگذارند.
از سوی دیگر، خودِ فرد محتضر قرار دارد که حجابها از پیش چشمش کنار رفته و به حقیقتی ورای این عالم آگاه شده است. او با پرسشی تلخ و آگاهانه پاسخ میدهد: این چگونه «خیالی» است که پیامد آن، مرگ قطعی و کوچ ابدی (ارتحال) است؟ اگر این فقط یک توهم بود، چرا تمام عالم هستی در نظر من دگرگون شده و نشانههای پایان حیات آشکار گشته است؟
مولانا در اینجا به تفاوت بنیادین میان «علم الیقین» (دانستن از طریق شنیدن و استدلال، مانند اطرافیان) و «عین الیقین» (دیدن مستقیم حقیقت، مانند فرد در حال مرگ) اشاره میکند. آنچه برای یکی خیال است، برای دیگری واقعیتی انکارناپذیر است که تمام وجودش را در بر گرفته است.
- ارتحال
- کوچ کردن، از دنیا رفتن، مرگ
- خیال
- پندار، توهم، تصور باطل، آنچه واقعی نیست
Keskustelu — Kysy tästä säeparista – vastaukset Masnavista, jokainen säe viitattuna
Keskustelusi säilyy tällä laitteella, ellet jaa sitä.
Mitä lukijat kysyivät0
Kysymyksiä ei ole vielä jaettu – omasi voisi olla ensimmäinen.