Divan-e Shams Ghazal 2303 Beyt 4 ← edellinen · seuraava →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۳۰۳

  1. با تارک گل آمد موبند فروهشته ابروی خود از وسمه آن کور سیه کرده

G2303:4

Oma kielesi

Ei vielä käännöstä kielelläsi — se luodaan koko ghazalille kerralla:

Tämän säeparin selitys

Ei vielä kirjoitettu — tämän säeparin lähiluku ghazalinsa sisällä:

Koko ghazal ↗

  1. 1 ناگاه درافتادم زان قصر و سراپرده·در قعر چنین چاهی ناخورده و نابرده
  2. 2 دنیا نبود عیدم من زشتی او دیدم·گلگونه نهد بر رو آن روسپی زرده
  3. 3 گلگونه چه آراید آن خاربن بد را·آن خار فرورفته در هر جگر و گرده
  4. 4 با تارک گل آمد موبند فروهشته·ابروی خود از وسمه آن کور سیه کرده
  5. 5 منگر تو به خلخالش ساق سیهش را بین·خوش آید شب بازی لیک از سپس پرده
  6. 6 رو دست بشو از وی ای صوفی روشسته·دل را بستر از وی ای مرد سراسترده
  7. 7 بدبخت و گران جانی کو بخت از او جوید·دربند بزرگی شد می‌سوزد چون خرده
  8. 8 فریاد رس ای جانان ما را ز گران جانان·ای از عدمی ما را در چرخ درآورده
  9. 9 خاموش سخن می‌ران زان خوش دم بی‌پایان·تا چند سخن سازی تو زین دم بشمرده

ganjoor: sh2303 · public domain