Leggi Libro 1 La storia del droghiere e del pappagallo, e come il pappagallo versò l'olio nel negozio Distico 272

M1:272 — هر دو گون آهو گیا خوردند و آب / زین یکی سرگین شد و زان مُشکِ ناب

هر دو گون آهو گیا خوردند و آبزین یکی سرگین شد و زان مُشکِ ناب
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M1:272

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هر دو نوع آهو، از یک نوع گیاه و آب خوردند؛ اما از یکی از آن‌ها سرگین تولید شد و از دیگری مُشک ناب. معنا: این بیت نشان می‌دهد که چگونه یک خوراک واحد می‌تواند در دو نوع موجود، نتایج کاملاً متفاوتی ایجاد کند و به تفاوت عمیق میان ذات‌ها و باطن‌ها اشاره دارد.

شرح

مولانا با این بیت، به یکی از بنیادی‌ترین معرفت‌های مثنوی اشاره می‌کند: خطر قیاس نادرست و تفاوت عمیق ظاهر و باطن. من بارها گفته‌ام که گمراهی اصلی بشر از همین‌جاست که هر چیزی را با خودش قیاس می‌کند، بی‌آنکه به تفاوت بنیادین ذات‌ها و کارخانه‌های درونی اشیاء و آدم‌ها توجه کند. پیش از این فرموده است: «کار پاکان را قیاس از خود مگیر / گرچه ماند در نوشتن شیر و شیر»، این دو «شیر» یکسان نوشته می‌شوند، اما یکی به معنای حیوان درنده و دیگری به معنای نوشیدنی است. این اشتباه در قیاس، تمام عالم را به گمراهی کشانده است؛ «جمله عالم زین سبب گمراه شد / کم کسی ز ابدال حق آگاه شد». مردم می‌گویند انبیا و اولیا هم مثل ما بشرند، غذا می‌خورند و می‌خوابند؛ اما نمی‌دانند که «هست فرقی در میان بی‌منتها».

مثنوی سرشار از این تمثیل‌هاست و مولانا برای روشن کردن این تفاوت، مثال‌های متعددی می‌آورد. ابتدا زنبور عسل را مثال می‌زند: «هر دو گون زنبور خوردند از محل / لیک شد زان نیش و زین دیگر عسل». هر دو زنبور از یک گل تغذیه می‌کنند، اما یکی نیش می‌زند و دیگری عسل ناب می‌دهد. سپس نوبت به آهو می‌رسد. هر دو نوع آهو از یک گیاه و آب تغذیه می‌کنند، اما درون یکی، آن خوراک تبدیل به سرگین (فضولات) می‌شود و درون دیگری، به مُشک ناب. این تمثیل، تفاوت حیرت‌انگیز میان طبیعت‌ها و کارخانه‌های درونی را به عالی‌ترین وجه به تصویر می‌کشد. ورودی یکسان است، اما خروجی به کلی متفاوت.

این تنها در مورد حیوانات نیست؛ همین قاعده در مورد انسان‌ها نیز صدق می‌کند. مولانا می‌فرماید: «این خورد زاید همه بخل و حسد / آن خورد زاید همه عشق احد». یک انسان بخیل و حسود، هر آنچه را می‌خورد و دریافت می‌کند، در کارخانه وجودش به بخل و حسد بیشتر تبدیل می‌کند. اگر این فرد از خدا عمر طولانی بخواهد، در واقع می‌خواهد که رذایلش طولانی‌تر شود. اما در مقابل، یک انسان عاشق، یک عارف پاک‌سیرت، هر چه می‌خورد، آن را به عشق احدی و پاکی بیشتر بدل می‌کند. این همان نکته‌ای است که در قرآن نیز آمده است: «و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنین و لا یزید الظالمین الا خسارا». قرآن واحد است، اما برای مؤمن شفا و رحمت است و برای ظالم جز خسارت نمی‌افزاید. همان‌طور که یک غذای واحد، مثلاً چلوکباب، برای انسان سالم قوت‌بخش است و برای بیمار حصبه‌دار کشنده.

پس، مسئله اصلی «طبع» و «ذات» است، نه خود خوراک. باید دید که آب را پای کدام درخت وجود خود می‌دهیم؛ درختی که رذالت می‌پروراند یا درختی که عشق و پاکی بار می‌آورد. اینجاست که مولانا به ما هشدار می‌دهد: به جای اینکه عمر طولانی برای رذایل طلب کنیم، باید طبع خود را عوض کنیم تا یک روز عمرمان به اندازه صد سال ارزش داشته باشد. تنها صاحبان «ذوق سالم» هستند که می‌توانند آب شیرین را از شور تشخیص دهند، چرا که ظاهر هر دو ممکن است یکسان و زلال باشد. این بیت، ندایی‌ست برای نگریستن به ورای صورت‌ها و تعمق در سیرت‌ها و کارخانه‌های باطنی که هر ورودی را به محصولی منحصر به فرد تبدیل می‌کنند.

نکات کلیدی

  • ظاهر یکسان، باطن متفاوت: تأکید بر تمایز عمیق میان صورت‌ها و سیرت‌ها، آنجا که ورودی‌های یکسان، خروجی‌های کاملاً متفاوت دارند.
  • خطر قیاس غلط: گمراهی از پنداشتن شباهت‌های ظاهری به مثابه یگانگی ذاتی، که منجر به درک نادرست از انبیا و اولیا می‌شود.
  • نقش طبع و ذات: هر موجودی، خوراک واحد را بر اساس طبع درونی خود به محصولی خاص (پلیدی یا پاکی، نیش یا عسل، سرگین یا مُشک) تبدیل می‌کند.
  • تأثیر متفاوت واحد بر متعدد: همان‌گونه که قرآن برای مؤمن شفاء است و برای ظالم خسارت، غذای واحد نیز در مزاج‌ها و طبع‌های مختلف نتایج متفاوت دارد.
  • نیاز به تغییر درون: اهمیت دگرگون ساختن باطن و طبع، نه صرفاً تغییر خوراک یا محیط بیرونی؛ چرا که عمر طولانی با طبع ناپاک، تنها طولانی‌کردن رذالت است.
  • ذائقه سالم و ادراک باطن: تشخیص حقیقت باطن‌ها و تمایز میان آن‌ها، نیازمند ذوق و ادراکی پاک و سالم است که به ورای صورت‌ها می‌نگرد.

Sources: d1-s22 · 50:46:20 d1-s22 · 53:30:40 d1-s22 · 57:38:00 d1-s22 · 01:00:10 d1-s22 · 01:04:30

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.