Leggi Libro 6 Dopo che rimasero nascosti per un lungo tempo nelle terre della Cina, nella città capitale, e dopo che la loro pazienza si esaurì, il fratello maggiore disse: 'Me ne vado. Addio. Mi presenterò al re, ma un passo mi condurrà al mio obiettivo, o lascerò la testa come sacrificio'. E i suoi fratelli non ebbero alcun beneficio dai suoi consigli. 'O biasimatore degli innamorati, lascia un gruppo che Dio ha sviato, come puoi guidarlo?', ecc. Distico 4150

M6:4150 — خندقی از قعر خندق تا گلو / پر ز سرهای بریده زین غلو

خندقی از قعر خندق تا گلوپر ز سرهای بریده زین غلو
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:4150

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: خندقی عمیق، از ژرفا تا گلوگاه پر شده است از سرهای بریده‌ای که قربانی این زیاده‌روی و جاه‌طلبی گشته‌اند.

معنا: این بیت تصویری هولناک از یک خندق مملو از سرهای بریده ارائه می‌دهد تا پیامدهای فجیع دعوی‌های گزاف و زیاده‌روی در جاه‌طلبی را به نمایش بگذارد.

شرح

در اینجا مولانا یک تابلوی خونین از عواقب هولناک جاه‌طلبی و زیاده‌روی در دعواها به ما نشان می‌دهد. بیت به صراحت از «سرهای بریده» و «غلو» سخن می‌گوید، و این نه یک تصویرسازی ادبی صرف، بلکه هشداری است اخلاقی و وجودی. من همواره بر این نکته تأکید کرده‌ام که جان آدمی شریف است و هیچ قدرتی، هیچ مصلحتی، و هیچ ادعایی نمی‌تواند به ما اجازه دهد که آن را ارزان بپنداریم و بی‌بها کنیم.

این همان درسی است که از قصه‌ی داوود پیامبر در تورات می‌آموزیم، و محی‌الدین ابن‌عربی نیز در فصوص‌الحکم آن را ذکر می‌کند: داوود می‌خواست معبدی بسازد، اما دیوارها فرو می‌ریختند. نالید که چرا چنین می‌شود؟ پاسخ آمد که تو خون بندگان مرا ریخته‌ای. داوود جنگجو بود، به امر خدا هم جنگیده بود، اما خداوند فرمود: «جان نزد من عزیز است، حتی اگر به امر من ریختی، اما جان عزیز است.» این را باید در گوش جان آویخت. جان آدمیان، اعم از کافر و جانی، گران است و ما حق نداریم آن را ارزان بکنیم.

مولانا با این تصویر تلخ از «خندقی پر ز سرهای بریده» به ما می‌آموزد که چگونه دعوی‌های بلندپروازانه و «رفعِت‌جویی»‌ها می‌توانند به چنین نتایج فجیعی ختم شوند. اینجا برادران دارند به برادر بزرگ‌ترشان هشدار می‌دهند: این راهی که تو می‌روی، به چنین خندق‌هایی ختم می‌شود. نباید اجازه دهیم که پادشاهان مستبد، که به نام مصلحت «صد خون کنند»، قبح این قبیح‌ترین کار را بریزند و ما را نسبت به «جان و خون آدمیان آسان‌گیر» کنند. این یک هشدار ابدی است برای همه ما، که با «چشم اعتبار» به این صحنه‌های تاریخی و بشری نگاه کنیم و از هرگونه «دعوی» بی‌اساس و «غلو» در آن بپرهیزیم.

نکات کلیدی

  • جان آدمی، فارغ از عقیده و عمل، ارزشمند و مقدس است و نباید ارزان پنداشته شود.
  • جاه‌طلبی و دعوی‌های بی‌اساس، خصوصاً در پی کسب رفعت و قدرت، می‌توانند به فجایع انسانی منجر شوند.
  • این بیت هشداری اخلاقی در برابر ستم و استبداد است که به نام مصلحت، خون انسان‌ها را بی‌ارزش می‌کند.
  • مولانا تاکید می‌کند که باید با چشم عبرت به تاریخ نگریست و از تکرار خطاهای گذشتگان پرهیز کرد.

Sources: d6-s93 · 39:05:00 d6-s93 · 42:49:00 d6-s93 · 45:00:00

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.