Leggi Libro 1 Sezione 90 ← precedente · successivo →

بخش ۹۰ - شنیدن آن طوطی حرکت آن طوطیان و مردن آن طوطی در قفص و نوحهٔ خواجه بر وی

Il pappagallo sente il movimento di quei pappagalli e muore nella gabbia, e il padrone lo piange

  1. M1:1697 چون شنید آن مرغ کان طوطی چه کردپس بلرزید، اوفتاد و گشت سرد
  2. M1:1698 خواجه چون دیدش فتاده همچنینبر جهید و زد کله را بر زمین
  3. M1:1699 چون بدین رنگ و بدین حالش بدیدخواجه بر جست و گریبان را درید
  4. M1:1700 گفت ای طوطیِ خوبِ خوش‌حنیناین چه بودت‌؟ این چرا گشتی چنین‌؟
  5. M1:1701 ای دریغا مرغ خوش‌آواز منای دریغا همدم و همراز من
  6. M1:1702 ای دریغا مرغ خوش‌الحان منراح‌ِ روح و روضه و ریحان من
  7. M1:1703 گر سلیمان را چنین مرغی بدیکی خود او مشغول آن مرغان شدی‌؟
  8. M1:1704 ای دریغا مرغ که‌ارزان یافتمزود روی از روی او بر تافتم
  9. M1:1705 ای زبان تو بس زیانی بر وریچون توی گویا‌، چه گویم من ترا‌؟
  10. M1:1706 ای زبان هم آتش و هم خرمنیچند این آتش درین خرمن زنی
  11. M1:1707 در نهان جان از تو افغان می‌کندگرچه هر چه گوییش آن می‌کند
  12. M1:1708 ای زبان هم گنج بی‌پایان تویای زبان هم رنج بی‌درمان توی
  13. M1:1709 هم صفیر و خدعهٔ مرغان تویهم انیس وحشت هجران توی
  14. M1:1710 چند امانم می‌دهی ای بی امان‌؟ای تو زه کرده به کین من کمان
  15. M1:1711 نک بپرانیده‌ای مرغ مرادر چراگاه ستم کم کن چرا
  16. M1:1712 یا جواب من بگو‌، یا داد دهیا مرا ز اسباب شادی یاد ده
  17. M1:1713 ای دریغا نور ظلمت‌سوز منای دریغا صبح روز افروز من
  18. M1:1714 ای دریغا مرغ خوش‌پرواز منز انتها پریده تا آغاز من
  19. M1:1715 عاشق رنج است نادان تا ابدخیز لا اقسم بخوان تا فی کبد
  20. M1:1716 از کبد فارغ بدم با روی تووز زَبَد صافی بدم در جوی تو
  21. M1:1717 این دریغاها خیال دیدن استوز وجود نقد خود ببریدن است
  22. M1:1718 غیرت حق بود و با حق چاره نیستکو دلی کز عشق حق صد‌پاره نیست‌؟
  23. M1:1719 غیرت آن باشد که او غیر همه‌ستآنکه افزون از بیان و دمدمه‌ست
  24. M1:1720 ای دریغا اشک من دریا بدیتا نثار دلبر زیبا بدی
  25. M1:1721 طوطی من مرغ زیرکسار منترجمان فکرت و اسرار من
  26. M1:1722 هرچه روزی داد و ناداد آیدماو ز اول گفته تا یاد آیدم
  27. M1:1723 طوطیی کآید ز وحی آواز اوپیش از آغاز‌ِ وجود‌، آغاز او
  28. M1:1724 اندرون تست آن طوطی نهانعکس او را دیده تو بر این و آن
  29. M1:1725 می‌بَرد شادیت را‌، تو شاد ازومی‌پذیری ظلم را چون داد ازو
  30. M1:1726 ای که جان را بهر تن می‌سوختیسوختی جان را و تن افروختی
  31. M1:1727 سوختم من‌، سوخته خواهد کسیتا ز من آتش زند اندر خسی
  32. M1:1728 سوخته چون قابل آتش بودسوخته بستان که آتش‌کش بود
  33. M1:1729 ای دریغا ای دریغا ای دریغکانچنان ماهی نهان شد زیر میغ
  34. M1:1730 چون زنم دم کآتش دل تیز شدشیر هجر آشفته و خون‌ریز شد
  35. M1:1731 آنکه او هشیارْ خود تندست و مستچون بوَد‌‌؟ چون او قدح گیرد به دست
  36. M1:1732 شیر‌مستی کز صفت بیرون بوَداز بسیط مرغزار افزون بود
  37. M1:1733 قافیه اندیشم و دلدار منگویدم مندیش جز دیدار من
  38. M1:1734 خوش نشین ای قافیه‌اندیش منقافیهٔ دولت توی در پیش من
  39. M1:1735 حرف چه‌بْوَد تا تو اندیشی از آن‌؟حرف چه‌بْوَد‌؟ خار دیوار رَزان
  40. M1:1736 حرف و صوت و گفت را بر هم زنمتا که بی این هر سه با تو دم زنم
  41. M1:1737 آن دمی کز آدمش کردم نهانبا تو گویم ای تو اسرار جهان
  42. M1:1738 آن دمی را که نگفتم با خلیلو آن غمی را که نداند جبرئیل
  43. M1:1739 آن دمی کز وی مسیحا دم نزدحق ز غیرت نیز بی ما هم نزد
  44. M1:1740 ما چه باشد در لغت اثبات و نفیمن نه اثباتم‌ منم بی‌ذات و نفی
  45. M1:1741 من کسی در ناکسی در یافتمپس کسی در ناکسی در بافتم
  46. M1:1742 جمله شاهان بندهٔ بندهٔ خودندجمله خلقان مردهٔ مردهٔ خودند
  47. M1:1743 جمله شاهان پست پست خویش راجمله خلقان مست مست خویش را
  48. M1:1744 می‌شود صیاد مرغان را شکارتا کند ناگاه ایشان را شکار
  49. M1:1745 بی‌دلان را دلبران جسته به‌جانجمله معشوقان شکار عاشقان
  50. M1:1746 هر که عاشق دیدی‌اش معشوق دانکاو به نسبت هست هم این و هم آن
  51. M1:1747 تشنگان گر آب جویند از جهانآب جوید هم به عالم تشنگان
  52. M1:1748 چونک عاشق اوست تو خاموش باشاو چو گوشَت می‌کشد تو گوش باش
  53. M1:1749 بند کن چون سیل سیلانی کندور نه رسوایی و ویرانی کند
  54. M1:1750 من چه غم دارم که ویرانی بوَد‌؟زیر ویران گنج سلطانی بود
  55. M1:1751 غرق حق خواهد که باشد غرق‌ترهمچو موج بحر جان زیر و زبر
  56. M1:1752 زیر دریا خوشتر آید یا زبرتیر او دلکش‌تر آید یا سپر
  57. M1:1753 پاره کردهٔ وسوسه باشی دلاگر طرب را باز دانی از بلا
  58. M1:1754 گر مرادت را مذاق شکرستبی‌مرادی نه مراد دلبرست‌؟
  59. M1:1755 هر ستاره‌ش خونبهای صد هلالخون عالم ریختن او را حلال
  60. M1:1756 ما بها و خونبها را یافتیمجانب جان باختن بشتافتیم
  61. M1:1757 ای حیات عاشقان در مردگیدل نیابی جز که در دل‌بردگی
  62. M1:1758 من دلش جسته به صد ناز و دلالاو بهانه کرده با من از ملال
  63. M1:1759 گفتم آخر غرق تست این عقل و جانگفت رو رو بر من این افسون مخوان
  64. M1:1760 من ندانم آنچ اندیشیده‌ایای دو دیده‌، دوست را چون دیده‌ای‌؟
  65. M1:1761 ای گران‌جان‌! خوار دیدستی ورازانکه بس ارزان خریدستی ورا
  66. M1:1762 هرکه او ارزان خرد‌، ارزان دهدگوهری طفلی به قرصی نان دهد
  67. M1:1763 غرق عشقی‌ام که غرقست اندرینعشق‌های اولین و آخرین
  68. M1:1764 مجملش گفتم‌، نکردم زان بیانورنه هم افهام سوزد هم زبان
  69. M1:1765 من چو لب گویم‌، لب‌ِ دریا بودمن چو لا گویم مراد الّا بود
  70. M1:1766 من ز شیرینی نشستم رو تُرُشمن ز بسیاریِ گفتارم خَمُش
  71. M1:1767 تا که شیرینی ما از دو جهاندر حجاب رو ترش باشد نهان
  72. M1:1768 تا که در هر گوش ناید این سخنیک همی‌گویم ز صد سرّ لدن