読む› 巻 5› 毎日心に浮かぶ思考を、朝から家に泊まる新しい客に例える。客をもてなすことの美徳、客の気まぐれに耐えること、客が家主に無理強いしたり無作法に振る舞ったりすること。› 対句 3693
M5:3693 — بوک آن گوهر به دست او بود / جهد کن تا از تو او راضی رود
M5:3693
意味 · به زبانِ تو — あなたの言語 · AI
شاید همان اندیشهی غمگین و ناخوشایند، حامل هدیهای ارزشمند یا حقیقتی گرانبها برای تو باشد؛ پس با او به نیکی رفتار کن تا با رضایت از تو جدا شود.
مولانا در این بخش، اندیشههایی را که به ذهن انسان خطور میکنند، به مهمانانی تشبیه میکند که به خانهی دل وارد میشوند. او بهویژه دربارهی «فکر غم» یا اندیشههای منفی و ناراحتکننده صحبت میکند و توصیه میکند که حتی با این مهمانانِ به ظاهر «ترشرو» نیز باید با گشادهرویی و احترام برخورد کرد.
این بیت، دلیل این مهماننوازی را بیان میکند. مولانا میگوید شاید همین اندیشهی غمانگیز، مانند مسافری باشد که گوهری گرانبها با خود حمل میکند. این «گوهر» میتواند یک بصیرت معنوی، درسی برای رشد روحی، یا کلید حل یک مشکل باشد که در دلِ همان سختی و ناراحتی پنهان شده است. بنابراین، باید تلاش کرد تا با این اندیشه به بهترین شکل مواجه شد و آن را گرامی داشت. هدف این است که وقتی این حالت روحی سپری میشود و «مهمان» خانه دل را ترک میکند، با خاطرهای خوش و رضایت کامل برود. این رضایت، نشانهی آن است که ما توانستهایم هدیهی پنهان آن را دریافت کنیم و از آزمون سربلند بیرون آییم.
- بوک
- باشد که، شاید، امید است
- گوهر
- مروارید، سنگ قیمتی؛ در اینجا کنایه از حقیقت ارزشمند یا هدیهی معنوی
- جهد کن
- تلاش کن، کوشش کن
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.