シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1› 対句 10 ← 前へ
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱
- خامُش که بَس مُستَعجِلَم، رَفتم سویِ پایِ عَلَم کاغذ بِنِه بِشکن قَلَم، ساقی دَرآمد الصَلا
G1:10
あなたの言語
黙せ、我は大いに急いでいる、旗竿のもとへ向かった紙を置き、ペンを折れ、サーキーが「来たれ!」と現れた
もう黙りなさい。私は急いでいるのです。私はもう、あの旗のもとへと向かいました。だから、書くことをやめ、ペンを折りなさい。献酌者であるサーキーが現れ、皆を招き入れているのですから。
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
مُستَعجِل急いでいる、性急な(アラビア語)。عَلَم旗、旗竿(アラビア語)。ساقی献酌者、酒を注ぐ者。スーフィズムでは、神の愛や叡智を授ける師や神的存在の象徴。الصَلا来たれ、集まれという呼びかけ(アラビア語)。元は「祈りへの呼びかけ」だが、ここでは宴への招き。
抒情詩全体 ↗
- 1 اِی رَستخیزِ ناگهان وی رحمتِ بیمُنتها·اِی آتشی اَفروخته، در بیشهٔ اَندیشهها
- 2 امروز خَندان آمدی، مِفتاحِ زندان آمدی·بر مُستمندان آمدی، چون بَخشش و فَضلِ خدا
- 3 خورشید را حاجِب تویی، اومید را واجِب تویی·مطلب تویی طالب تویی، هم مُنتها هم مُبتدا
- 4 در سینهها برخاسته، اندیشه را آراسته·هَم خویش حاجَت خواسته، هَم خویشتن کَرده رَوا
- 5 اِی روحبخشِ بیبَدَل، وِی لَذّتِ علم و عمل·باقی بهانهست و دَغَل، کاین علّت آمد وان دَوا
- 6 ما زان دَغَل کَژبین شده، با بیگُنه در کین شده·گَه مَستِ حورَالعین شده، گَه مستِ نان و شوربا
- 7 این سُکر بین هِل عَقل را، وین نُقل بین هِل نَقل را·کَز بهرِ نان و بَقل را، چندین نشاید ماجرا
- 8 تَدبیرِ صَد رَنگ اَفکنی، بَر روم و بَر زَنگ اَفکنی·وَ اندر میان جَنگ اَفکنی، «فی اِصطِناعٍ لا یُری»
- 9 میمال پنهان گوشِ جان، مینِه بَهانه بَر کَسان·جان «رَبِّ خَلِّصنی» زَنان، والله که لاغ است ای کیا
- 10 خامُش که بَس مُستَعجِلَم، رَفتم سویِ پایِ عَلَم·کاغذ بِنِه بِشکن قَلَم، ساقی دَرآمد الصَلا
ganjoor: sh1 · public domain