シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1030 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۰۳۰

  1. هر چند که زهر از تو کانیست شکرها را زان رو که چنین نوری زان رنگ چنان انور

G1030:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 نیمیت ز زهر آمد نیمی دگر از شکر·بالله که چنین منگر بالله که چنان منگر
  2. 2 هر چند که زهر از تو کانیست شکرها را·زان رو که چنین نوری زان رنگ چنان انور
  3. 3 نوری که نیارم گفت در پای تو می‌افتد·معنیش که درویشا در ما بنگر خوشتر
  4. 4 در من که توم بنگر خودبین شو و همچین شو·ای نور ز سر تا پا از پای مگو وز سر
  5. 5 چون در بصر خلقی گویی تو پر از زرقی·ای آنک تو هم غرقی در خون دل من تر
  6. 6 ار زانک گهر داری دریای دو چشمم بین·ور سنگ محک داری اندر رخ من بین زر
  7. 7 آن شیر خدایی را شمس الحق تبریزی·صیدی که نه روبه شد او را به سگی مشمر

ganjoor: sh1030 · public domain