シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1034 対句 7 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۰۳۴

  1. سراسر همه عیبیم بدیدی و خریدی زهی کاله پرعیب زهی لطف خریدار

G1034:7

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 مکن یار مکن یار مرو ای مه عیار·رخ فرخ خود را مپوشان به یکی بار
  2. 2 تو دریای الهی همه خلق چو ماهی·چو خشک آوری ای دوست بمیرند به ناچار
  3. 3 مگو با دل شیدا دگر وعده فردا·که بر چرخ رسیدست ز فردای تو زنهار
  4. 4 چو در دست تو باشیم ندانیم سر از پای·چو سرمست تو باشیم بیفتد سر و دستار
  5. 5 عطاهای تو نقدست شکایت نتوان کرد·ولیکن گله کردیم برای دل اغیار
  6. 6 مرا عشق بپرسید که ای خواجه چه خواهی·چه خواهد سر مخمور به غیر در خمار
  7. 7 سراسر همه عیبیم بدیدی و خریدی·زهی کاله پرعیب زهی لطف خریدار
  8. 8 ملوکان همه زربخش تویی خسرو سربخش·سر از گور برآورد ز تو مردهٔ پیرار
  9. 9 ملالت نفزایید دلم را هوس دوست·اگر ره زندم جان ز جان گردم بیزار
  10. 10 چو ابر تو ببارید بروید سمن از ریگ·چو خورشید تو درتافت بروید گل و گلزار
  11. 11 ز سودای خیال تو شدستیم خیالی·کی داند چه شویم از تو چو باشد گه دیدار
  12. 12 همه شیشه شکستیم کف پای بخستیم·حریفان همه مستیم مزن جز ره هموار

ganjoor: sh1034 · public domain