シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1076› 対句 3 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۰۷۶
- دفتری از سحر مطلق پیش چشمش باز بود گردشی از گردش او در دل هر بیقرار
G1076:3
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 لحظه لحظه می برون آمد ز پرده شهریار·باز اندر پرده میشد همچنین تا هشت بار
- 2 ساعتی بیرونیان را میربود از عقل و دل·ساعتی اهل حرم را میببرد از هوش و کار
- 3 دفتری از سحر مطلق پیش چشمش باز بود·گردشی از گردش او در دل هر بیقرار
- 4 گاه از نوک قلم سوداش نقشی میکشید·گاه از سرنای عشقش عقل مسکین سنگسار
- 5 چونک شب شد ز آتش رخسار شمعی برفروخت·تا دو صد پروانه جان را پدید آمد مدار
- 6 چون ز شب نیمی بشد مستان همه بیخود شدند·ما بماندیم و شب و شمع و شراب و آن نگار
- 7 مای ما هم خفته بود و برده زحمت از میان·مای ما با مای او گشته کنار اندر کنار
- 8 چون سحر این مای ما مشتاق آن ما گشته بود·ما درآمد سایهوار و شد برون آن مای یار
- 9 شمس تبریزی برفت اما شعاع روی او·هر طرف نوری دهد آن را که هستش اختیار
ganjoor: sh1076 · public domain