シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1076 対句 5 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۰۷۶

  1. چونک شب شد ز آتش رخسار شمعی برفروخت تا دو صد پروانه جان را پدید آمد مدار

G1076:5

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 لحظه لحظه می برون آمد ز پرده شهریار·باز اندر پرده می‌شد همچنین تا هشت بار
  2. 2 ساعتی بیرونیان را می‌ربود از عقل و دل·ساعتی اهل حرم را می‌ببرد از هوش و کار
  3. 3 دفتری از سحر مطلق پیش چشمش باز بود·گردشی از گردش او در دل هر بی‌قرار
  4. 4 گاه از نوک قلم سوداش نقشی می‌کشید·گاه از سرنای عشقش عقل مسکین سنگسار
  5. 5 چونک شب شد ز آتش رخسار شمعی برفروخت·تا دو صد پروانه جان را پدید آمد مدار
  6. 6 چون ز شب نیمی بشد مستان همه بیخود شدند·ما بماندیم و شب و شمع و شراب و آن نگار
  7. 7 مای ما هم خفته بود و برده زحمت از میان·مای ما با مای او گشته کنار اندر کنار
  8. 8 چون سحر این مای ما مشتاق آن ما گشته بود·ما درآمد سایه‌وار و شد برون آن مای یار
  9. 9 شمس تبریزی برفت اما شعاع روی او·هر طرف نوری دهد آن را که هستش اختیار

ganjoor: sh1076 · public domain