シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1092 対句 6 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۰۹۲

  1. دلو گردون چو از آن آب حیات آمد پر شود آن سنبله خشک از او گوهربار

G1092:6

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 اختران را شب وصلست و نثارست و نثار·چون سوی چرخ عروسیست ز ماه ده و چار
  2. 2 زهره در خویش نگنجد ز نواهای لطیف·همچو بلبل که شود مست ز گل فصل بهار
  3. 3 جدی را بین به کرشمه به اسد می‌نگرد·حوت را بین که ز دریا چه برآورد غبار
  4. 4 مشتری اسب دوانید سوی پیر زحل·که جوانی تو ز سر گیر و بر او مژده بیار
  5. 5 کف مریخ که پرخون بود از قبضه تیغ·گشت جان بخش چو خورشید مشرف آثار
  6. 6 دلو گردون چو از آن آب حیات آمد پر·شود آن سنبله خشک از او گوهربار
  7. 7 جوز پرمغز ز میزان و شکستن نرمد·حمل از مادر خود کی بگریزد به نفار
  8. 8 تیر غمزه چو رسید از سوی مه بر دل قوس·شب روی پیشه گرفت از هوسش عقرب وار
  9. 9 اندر این عید برو گاو فلک قربان کن·گر نه‌ای چون سرطان در وحلی کژرفتار
  10. 10 این فلک هست سطرلاب و حقیقت عشقست·هر چه گوییم از این گوش سوی معنی دار
  11. 11 شمس تبریز در آن صبح که تو درتابی·روز روشن شود از روی چو ماهت شب تار

ganjoor: sh1092 · public domain