シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1099 対句 6 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۰۹۹

  1. خفته شکلی اصل هر بیدادیی تا ز خوابش تو نخسپی ای پسر

G1099:6

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ای نهاده بر سر زانو تو سر·وز درون جان جمله باخبر
  2. 2 پیش چشمت سرکش روپوش نیست·آفرین‌ها بر صفای آن بصر
  3. 3 بحر خونست ای صنم آن چشم نیست·الحذر ای دل ز زخم آن نظر
  4. 4 در مژه او گرچه دل را مژده‌هاست·الحذر ای عاشقان از وی حذر
  5. 5 او به زیر کاه آب خفته‌ست·پا منه گستاخ ور نی رفت سر
  6. 6 خفته شکلی اصل هر بیدادیی·تا ز خوابش تو نخسپی ای پسر
  7. 7 پاره خواهم کرد من جامه ز تو·ای برادر پاره‌ای زین گرمتر
  8. 8 سرکه آشامی و گویی شهد کو·دست تو در زهر و گویی کو شکر
  9. 9 روح را عمریست صابون می‌زنی·یا تو را خود جان نبودست ای مگر
  10. 10 تا به کی صیقل زنی آیینه را·شرم بادت آخر از آیینه گر
  11. 11 سوی بحر شمس تبریزی گریز·تا برآرد ز آینه جانت گهر

ganjoor: sh1099 · public domain