シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1118› 対句 4 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۱۱۸
- درده از آن شراب که اول بدادهای زان چشمهای مست تو بشکن مرا خمار
G1118:4
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 میر شکار من که مرا کردهای شکار·بیتو نه عیش دارم و نه خواب و نه قرار
- 2 دلدار من توی سر بازار من توی·این جمله جور بر من مسکین روا مدار
- 3 ای آنک یار نیست تو را در جهان عشق·من در جهان فکنده که ای یار یار یار
- 4 درده از آن شراب که اول بدادهای·زان چشمهای مست تو بشکن مرا خمار
- 5 از آسمان فرست شرابی کز آن شراب·اندر زمین نماند یک عقل هوشیار
- 6 روزی هزار کار برآری به یک نظر·آخر یکی نظر کن و این کار را برآر
ganjoor: sh1118 · public domain