シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1118 対句 5 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۱۱۸

  1. از آسمان فرست شرابی کز آن شراب اندر زمین نماند یک عقل هوشیار

G1118:5

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 میر شکار من که مرا کرده‌ای شکار·بی‌تو نه عیش دارم و نه خواب و نه قرار
  2. 2 دلدار من توی سر بازار من توی·این جمله جور بر من مسکین روا مدار
  3. 3 ای آنک یار نیست تو را در جهان عشق·من در جهان فکنده که ای یار یار یار
  4. 4 درده از آن شراب که اول بداده‌ای·زان چشم‌های مست تو بشکن مرا خمار
  5. 5 از آسمان فرست شرابی کز آن شراب·اندر زمین نماند یک عقل هوشیار
  6. 6 روزی هزار کار برآری به یک نظر·آخر یکی نظر کن و این کار را برآر

ganjoor: sh1118 · public domain