シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 115› 対句 11 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۱۵
- جانی که فتاد در شکرریز کی گنجد در دلش چنانها
G115:11
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 ای جان و قوام جمله جانها·پر بخش و روان کن روانها
- 2 با تو ز زیان چه باک داریم·ای سودکن همه زیانها
- 3 فریاد ز تیرهای غمزه·وز ابروهای چون کمانها
- 4 در لعل بتان شکر نهادی·بگشاده به طمع آن دهانها
- 5 ای داده به دست ما کلیدی·بگشاده بدان در جهانها
- 6 گر زانک نه در میان مایی·برجسته چراست این میانها
- 7 ور نیست شراب بینشانیت·پس شاهد چیست این نشانها
- 8 ور تو ز گمان ما برونی·پس زنده ز کیست این گمانها
- 9 ور تو ز جهان ما نهانی·پیدا ز که میشود نهانها
- 10 بگذار فسانههای دنیا·بیزار شدیم ما از آنها
- 11 جانی که فتاد در شکرریز·کی گنجد در دلش چنانها
- 12 آن کاو قدم تو را زمین شد·کی یاد کند ز آسمانها
- 13 بربند زبان ما به عصمت·ما را مفکن در این زبانها
ganjoor: sh115 · public domain