シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1185› 対句 8 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۱۸۵
- نمیدانم کجایم لیک فرخ مقامی کاندر او هستم من امروز
G1185:8
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 چنان مستم چنان مستم من امروز·که از چنبر برون جستم من امروز
- 2 چنان چیزی که در خاطر نیابد·چنانستم چنانستم من امروز
- 3 به جان با آسمان عشق رفتم·به صورت گر در این پستم من امروز
- 4 گرفتم گوش عقل و گفتم ای عقل·برون رو کز تو وارستم من امروز
- 5 بشوی ای عقل دست خویش از من·که در مجنون بپیوستم من امروز
- 6 به دستم داد آن یوسف ترنجی·که هر دو دست خود خستم من امروز
- 7 چنانم کرد آن ابریق پر می·که چندین خنب بشکستم من امروز
- 8 نمیدانم کجایم لیک فرخ·مقامی کاندر او هستم من امروز
- 9 بیامد بر درم اقبال نازان·ز مستی در بر او بستم من امروز
- 10 چو واگشت او پی او میدویدم·دمی از پای ننشستم من امروز
- 11 چو نحن اقربم معلوم آمد·دگر خود را بنپرستم من امروز
- 12 مبند آن زلف شمس الدین تبریز·که چون ماهی در این شستم من امروز
ganjoor: sh1185 · public domain