シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 121› 対句 4 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۲۱
- اندر دل هیچ کس نگنجیم چون در سر اوست شانه ما
G121:4
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 چون خانه روی ز خانه ما·با آتش و با زبانه ما
- 2 با رستم زال تا نگویی·از رخش و ز تازیانه ما
- 3 زیرا جز صادقان ندانند·مکر و دغل و بهانه ما
- 4 اندر دل هیچ کس نگنجیم·چون در سر اوست شانه ما
- 5 هر جا پر تیر او ببینی·آن جاست یقین نشانه ما
- 6 از عشق بگو که عشق دامست·زنهار مگو ز دانه ما
- 7 با خاطر خویش تا نگویی·ای محرم دل فسانه ما
- 8 گر تو به چنینهای بگویی·والله که توی چنانه ما
- 9 اندر تبریز بد فلانی·اقبال دل فلانه ما
ganjoor: sh121 · public domain