シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 133› 対句 4 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۳۳
- عشق معراجیست سوی بام سلطان جمال از رخ عاشق فروخوان قصه معراج را
G133:4
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 غمزه عشقت بدان آرد یکی محتاج را·کاو به یک جو برنسنجد هیچ صاحب تاج را
- 2 اطلس و دیباج بافد عاشق از خون جگر·تا کشد در پای معشوق اطلس و دیباج را
- 3 در دل عاشق کجا یابی غم هر دو جهان؟·پیش مکی قدر کی باشد امیر حاج را؟
- 4 عشق معراجیست سوی بام سلطان جمال·از رخ عاشق فروخوان قصه معراج را
- 5 زندگی ز آویختن دارد چو میوه از درخت·زان همیبینی در آویزان دو صد حلاج را
- 6 گر نه علم حال فوق قال بودی کی بدی؟·بنده احبار بخارا خواجه نساج را
- 7 بلمه ایهان تا نگیری ریش کوسه در نبرد·هندوی ترکی میاموز آن ملک تمغاج را
- 8 همچو فرزین کژروست و رخ سیه بر نطع شاه·آنک تلقین میکند شطرنج مر لجلاج را
- 9 ای که میرخوان بغراقان روحانی شدی·بر چنین خوانی چه چینی خرده تتماج را؟
- 10 عاشق آشفته از آن گوید که اندر شهر دل·عشق دایم میکند این غارت و تاراج را
- 11 بس کن ایرا بلبل عشقش نواها میزند·پیش بلبل چه محل باشد دم دراج را؟
ganjoor: sh133 · public domain