シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 133 対句 7 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۳۳

  1. بلمه ای‌هان تا نگیری ریش کوسه در نبرد هندوی ترکی میاموز آن ملک تمغاج را

G133:7

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 غمزه عشقت بدان آرد یکی محتاج را·کاو به یک جو برنسنجد هیچ صاحب تاج را
  2. 2 اطلس و دیباج بافد عاشق از خون جگر·تا کشد در پای معشوق اطلس و دیباج را
  3. 3 در دل عاشق کجا یابی غم هر دو جهان؟·پیش مکی قدر کی باشد امیر حاج را؟
  4. 4 عشق معراجیست سوی بام سلطان جمال·از رخ عاشق فروخوان قصه معراج را
  5. 5 زندگی ز آویختن دارد چو میوه از درخت·زان همی‌بینی در آویزان دو صد حلاج را
  6. 6 گر نه علم حال فوق قال بودی کی بدی؟·بنده احبار بخارا خواجه‌ نساج را
  7. 7 بلمه ای‌هان تا نگیری ریش کوسه در نبرد·هندوی ترکی میاموز آن ملک تمغاج را
  8. 8 همچو فرزین کژروست و رخ سیه بر نطع شاه·آنک تلقین می‌کند شطرنج مر لجلاج را
  9. 9 ای که میرخوان بغراقان روحانی شدی·بر چنین خوانی چه چینی خرده تتماج را؟
  10. 10 عاشق آشفته از آن گوید که اندر شهر دل·عشق دایم می‌کند این غارت و تاراج را
  11. 11 بس کن ایرا بلبل عشقش نواها می‌زند·پیش بلبل چه محل باشد دم دراج را؟

ganjoor: sh133 · public domain