シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1350› 対句 5 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۳۵۰
- گویمش ای آفتاب بر همه دلها بتاب جمله جهان ذرهها نور خوشت را عیال
G1350:5
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 چشم تو با چشم من هر دم بیقیل و قال·دارد در درس عشق بحث و جواب و سؤال
- 2 گاه کند لاغرم همچو لب ساغرم·گاه کند فربهم تا نروم در جوال
- 3 چون کشدم سوی طوی من بکشم گوش شیر·چونک نهان کرد روی ناله کنم از شغال
- 4 چون نگرم سوی نقش گوید ای بت پرست·چشم نهم سوی مال او دهدم گوشمال
- 5 گویمش ای آفتاب بر همه دلها بتاب·جمله جهان ذرهها نور خوشت را عیال
- 6 سر بزن ای آفتاب از پس کوه سحاب·هر نظری را نما بیسخنی شرح حال
- 7 بازمگیر آب پاک از جگر شوره خاک·منع مکن از جلال پرتو نور جلال
- 8 جلوه چو شد نور ما آن ملک نورها·نور شود جمله روح عقل شود بیعقال
- 9 ای که میش خوردهای از چه تو پژمردهای·باغ رخش دیدهای باز گشا پر و بال
- 10 باز سرم گشت مست هیچ مگو دست دست·باقی این بایدت رو شب و فردا تعال
ganjoor: sh1350 · public domain