シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1350 対句 6 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۳۵۰

  1. سر بزن ای آفتاب از پس کوه سحاب هر نظری را نما بی‌سخنی شرح حال

G1350:6

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 چشم تو با چشم من هر دم بی‌قیل و قال·دارد در درس عشق بحث و جواب و سؤال
  2. 2 گاه کند لاغرم همچو لب ساغرم·گاه کند فربهم تا نروم در جوال
  3. 3 چون کشدم سوی طوی من بکشم گوش شیر·چونک نهان کرد روی ناله کنم از شغال
  4. 4 چون نگرم سوی نقش گوید ای بت پرست·چشم نهم سوی مال او دهدم گوشمال
  5. 5 گویمش ای آفتاب بر همه دل‌ها بتاب·جمله جهان ذره‌ها نور خوشت را عیال
  6. 6 سر بزن ای آفتاب از پس کوه سحاب·هر نظری را نما بی‌سخنی شرح حال
  7. 7 بازمگیر آب پاک از جگر شوره خاک·منع مکن از جلال پرتو نور جلال
  8. 8 جلوه چو شد نور ما آن ملک نورها·نور شود جمله روح عقل شود بی‌عقال
  9. 9 ای که میش خورده‌ای از چه تو پژمرده‌ای·باغ رخش دیده‌ای باز گشا پر و بال
  10. 10 باز سرم گشت مست هیچ مگو دست دست·باقی این بایدت رو شب و فردا تعال

ganjoor: sh1350 · public domain