シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1356› 対句 4 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۳۵۶
- میان لشکر هجران که تیغ در تیغست سپاه وصل برآرد علم زهی اقبال
G1356:4
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 اگر درآید ناگه صنم زهی اقبال·چو در بتان زند آتش بتم زهی اقبال
- 2 چنانک دی ز جمالش هزار توبه شکست·اگر رسد عجب امروز هم زهی اقبال
- 3 نشستهاند در اومید او قطار قطار·اگر ز لطف نماید کرم زهی اقبال
- 4 میان لشکر هجران که تیغ در تیغست·سپاه وصل برآرد علم زهی اقبال
- 5 هزار گل بنماید که خار مست شود·هزار خنده برآرد ز غم زهی اقبال
- 6 به رغم حرص شکم خوار خوان نهد با دل·هزار کاسه کشد بیشکم زهی اقبال
- 7 چو عشق دست برآرد سبک شود قالب·دود بگرد فلک بیقدم زهی اقبال
- 8 چو صبحدم برسد شاه شمس تبریزی·چو آفتاب جهان بیحشم زهی اقبال
ganjoor: sh1356 · public domain