シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1381 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۳۸۱

  1. چون وقف کردستم پدر بر باده‌های همچو زر در غیر ساقی ننگرم وز امر ساقی نگذرم

G1381:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 هرگز ندانم راندن مستی که افتد بر درم·در خانه گر می باشدم پیشش نهم با وی خورم
  2. 2 مستی که شد مهمان من جان منست و آن من·تاج من و سلطان من تا برنشیند بر سرم
  3. 3 ای یار من وی خویش من مستی بیاور پیش من·روزی که مستی کم کنم از عمر خویشش نشمرم
  4. 4 چون وقف کردستم پدر بر باده‌های همچو زر·در غیر ساقی ننگرم وز امر ساقی نگذرم
  5. 5 چند آزمایم خویش را وین جان عقل اندیش را·روزی که مستم کشتیم روزی که عاقل لنگرم
  6. 6 کو خمر تن کو خمر جان کو آسمان کو ریسمان·تو مست جام ابتری من مست حوض کوثرم
  7. 7 مستی بیاید قی کند مستی زمین را طی کند·این خوار و زار اندر زمین وان آسمان بر محترم
  8. 8 گر مستی و روشن روان امشب مخسب ای ساربان·خاموش کن خاموش کن زین باده نوش ای بوالکرم

ganjoor: sh1381 · public domain