シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1415 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۴۱۵

  1. به لخت این دل پاره مگر رحمت شد آواره مرا فریاد رس آخر که در دریای آفاتم

G1415:3

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ز فرزین بند آن رخ من چه شهماتم چه شهماتم·مکن ای شه مکافاتم مکن ای شه مکافاتم
  2. 2 دلم پر گشت از مهری که بر چشمت از او مهری·اگر در پیش محرابم وگر کنج خراباتم
  3. 3 به لخت این دل پاره مگر رحمت شد آواره·مرا فریاد رس آخر که در دریای آفاتم
  4. 4 چو شاه خوش خرام آمد جز او بر من حرام آمد·چه بی‌برگم ز هجرانش اگر در باغ و جناتم
  5. 5 مرا رخسار او باید چه سود از ماه و پروینم·چو شام زلف او خواهم چه سود از شام و شاماتم
  6. 6 چو از دستش خورم باده منم آزاد و آزاده·چو پیش او زمین بوسم به بالای سماواتم
  7. 7 سعادت‌ها که من دارم ز شمس الدین تبریزی·سعادت‌ها سجود آرد به پیش این سعاداتم

ganjoor: sh1415 · public domain