シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1415› 対句 4 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۴۱۵
- چو شاه خوش خرام آمد جز او بر من حرام آمد چه بیبرگم ز هجرانش اگر در باغ و جناتم
G1415:4
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 ز فرزین بند آن رخ من چه شهماتم چه شهماتم·مکن ای شه مکافاتم مکن ای شه مکافاتم
- 2 دلم پر گشت از مهری که بر چشمت از او مهری·اگر در پیش محرابم وگر کنج خراباتم
- 3 به لخت این دل پاره مگر رحمت شد آواره·مرا فریاد رس آخر که در دریای آفاتم
- 4 چو شاه خوش خرام آمد جز او بر من حرام آمد·چه بیبرگم ز هجرانش اگر در باغ و جناتم
- 5 مرا رخسار او باید چه سود از ماه و پروینم·چو شام زلف او خواهم چه سود از شام و شاماتم
- 6 چو از دستش خورم باده منم آزاد و آزاده·چو پیش او زمین بوسم به بالای سماواتم
- 7 سعادتها که من دارم ز شمس الدین تبریزی·سعادتها سجود آرد به پیش این سعاداتم
ganjoor: sh1415 · public domain