シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1464› 対句 5 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۴۶۴
- سرگشتگی حالم تو فهم کن از قالم کای هیزم از آن آتش برخوان که و ان منکم
G1464:5
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 سر برمزن از هستی تا راه نگردد گم·در بادیه مردان محوست تو را جم جم
- 2 در عالم پرآتش در محو سر اندرکش·در عالم هستی بین نیلین سر چون قاقم
- 3 زیر فلک ناری در حلقه بیداری·هر چند که سر داری نه سر هلدت نی دم
- 4 هر رنج که دیدهست او در رنج شدیدست او·محو است که عید است او باقی دهل و لم لم
- 5 سرگشتگی حالم تو فهم کن از قالم·کای هیزم از آن آتش برخوان که و ان منکم
- 6 کی روید از این صحرا جز لقمه پرصفرا·کی تازد بر بالا این مرکب پشمین سم
- 7 ور پرد چون کرکس خاکش بکشد واپس·هر چیز به اصل خود بازآید می دانم
- 8 رو آر گر انسانی در جوهر پنهانی·کو آب حیات آمد در قالب همچون خم
- 9 شمس الحق تبریزی ما بیضه مرغ تو·در زیر پرت جوشان تا آید وقت قم
ganjoor: sh1464 · public domain