シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1581 対句 5 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۵۸۱

  1. پنجه اندر خون شیران دارد آن شیر سمایی غمزه خون خوار دارد غم ندارد از مظالم

G1581:5

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 گر به خوبی می بلافد لا نسلم لا نسلم·کاندر این مکتب ندارد کر و فری هر معلم
  2. 2 متهم شو همچو یوسف تا در آن زندان درآیی·زانک در زندان نیاید جز مگر بدنام و ظالم
  3. 3 جای عاقل صدر دیوان جای مجنون قعر زندان·حبس و تهمت قسم عاشق تخت و منبر جای عالم
  4. 4 کم طمع شد آن کسی کو طمع در عشق تو بندد·کم سخن شد آن کسی که عشق با او شد مکالم
  5. 5 پنجه اندر خون شیران دارد آن شیر سمایی·غمزه خون خوار دارد غم ندارد از مظالم
  6. 6 گر بگویم ور خموشم ور بجوشم ور نجوشم·اندر این فتنه خوشم من تو برو می باش سالم
  7. 7 مشک بربند ای سقا تو گرچه اندر وقت خوردن·مستی آرد این معانی حیرت آرد این معالم

ganjoor: sh1581 · public domain