シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1729› 対句 9 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۷۲۹
- بگیر ملک دو عالم که مالک الملکیم بیا به بزم که شمشیر در میان کردیم
G1729:9
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 اگر چه شرط نهادیم و امتحان کردیم·ز شرطها بگذشتیم و رایگان کردیم
- 2 اگر چه یک طرف از آسمان زمینی شد·نه پاره پاره زمین را هم آسمان کردیم
- 3 اگر چه بام بلندست آسمان مگریز·چه غم خوری ز بلندی چو نردبان کردیم
- 4 پرت دهیم که چون تیر بر فلک بپری·اگر ز غم تن بیچاره را کمان کردیم
- 5 اگر چه جان مدد جسم شد کثیفی یافت·لطافتش بنمودیم و باز جان کردیم
- 6 اگر تو دیوی ما دیو را فرشته کنیم·وگر تو گرگی ما گرگ را شبان کردیم
- 7 تو ماهیی که به بحر عسل بخواهی تاخت·هزار بارت از آن شهد در دهان کردیم
- 8 اگر چه مرغ ضعیفی بجوی شاخ بلند·بر این درخت سعادت که آشیان کردیم
- 9 بگیر ملک دو عالم که مالک الملکیم·بیا به بزم که شمشیر در میان کردیم
- 10 هزار ذره از این قطب آفتابی یافت·بسا قراضه قلبی که ماش کان کردیم
- 11 بسا یخی بفسرده کز آفتاب کرم·فسردگیش ببردیم و خوش روان کردیم
- 12 گر آب روح مکدر شد اندر این گرداب·ز سیلها و مددهاش خوش عنان کردیم
- 13 چرا شکفته نباشی چو برگ می لرزی·چه ناامیدی از ما که را زیان کردیم
- 14 بسا دلی که چو برگ درخت می لرزید·به آخرش بگزیدیم و باغبان کردیم
- 15 الست گفتیم از غیب و تو بلی گفتی·چه شد بلی تو چون غیب را عیان کردیم
- 16 پنیر صدق بگیر و به باغ روح بیا·که ما بلی تو را باغ و بوستان کردیم
- 17 خموش باش که تا سر به سر زبان گردی·زبان نبود زبان تو ما زبان کردیم
ganjoor: sh1729 · public domain