シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1746 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۷۴۶

  1. من از کجا و مباهات سلطنت ز کجا فقیر فقرم و افتاده فقیرانم

G1746:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 بر آن شده‌ست دلم کآتشی بگیرانم·که هر کی او نمرد پیش تو بمیرانم
  2. 2 کمان عشق بدرم که تا بداند عقل·که بی‌نظیرم و سلطان بی‌نظیرانم
  3. 3 که رفت در نظر تو که بی‌نظیر نشد·مقام گنج شده‌ست این نهاد ویرانم
  4. 4 من از کجا و مباهات سلطنت ز کجا·فقیر فقرم و افتاده فقیرانم
  5. 5 من آن کسم که تو نامم نهی نمی‌دانم·چو من اسیر توام پس امیر میرانم
  6. 6 جز از اسیری و میری مقام دیگر هست·چو من فنا شوم از هر دو کس نفیرانم
  7. 7 چو شب بیاید میر و اسیر محو شوند·اسیر هیچ نداند که از اسیرانم
  8. 8 به خواب شب گرو آمد امیری میران·چو عشق هیچ نخسبد ز عشق گیرانم
  9. 9 به آفتاب نگر پادشاه یک روزه‌ست·همی‌گدازد مه نیز کز وزیرانم
  10. 10 منم که پخته عشقم نه خام و خام طمع·خدای کرد خمیری از آن خمیرانم
  11. 11 خمیرکرده یزدان کجا بماند خام·خمیرمایه پذیرم نه از فطیرانم
  12. 12 فطیر چون کند او فاطرالسموات است·چو اختران سماوات از منیرانم
  13. 13 تو چند نام نهی خویش را خمش می باش·که کودکی است که گویی که من ز پیرانم

ganjoor: sh1746 · public domain