シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 179 対句 1 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۷۹

  1. گر تو عودی سوی این مجمر بیا ور برانندت ز بام از در بیا

G179:1

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 گر تو عودی سوی این مجمر بیا·ور برانندت ز بام از در بیا
  2. 2 یوسفی از چاه و زندان چاره نیست·سوی زهر قهر چون شکر بیا
  3. 3 گفتنت الله اکبر رسمی است·گر تو را آن اکبری اکبر بیا
  4. 4 چون می احمر سگان هم می‌خورند·گر تو شیری چون می احمر بیا
  5. 5 زر چه جویی مس خود را زر بساز·گر نباشد زر تو سیمین بر بیا
  6. 6 اغنیا خشک و فقیران چشم تر·عاشقا بی‌شکل خشک و تر بیا
  7. 7 گر صفت‌های ملک را محرمی·چون ملک بی‌ماده و بی‌نر بیا
  8. 8 ور صفات دل گرفتی در سفر·همچو دل بی‌پا بیا بی‌سر بیا
  9. 9 چون لب لعلش صلایی می‌دهد·گر نه‌ای چون خاره و مرمر بیا
  10. 10 چون ز شمس الدین جهان پرنور شد·سوی تبریز آ دلا بر سر بیا

ganjoor: sh179 · public domain