シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1837 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۸۳۷

  1. یا رب من بدانمی‌هیچ به یار می رسد دود من و نفیر من یارب و زینهار من

G1837:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 یا رب من بدانمی‌چیست مراد یار من·بسته ره گریز من برده دل و قرار من
  2. 2 یا رب من بدانمی‌تا به کجام می کشد·بهر چه کار می کشد هر طرفی مهار من
  3. 3 یا رب من بدانمی‌سنگ دلی چرا کند·آن شه مهربان من دلبر بردبار من
  4. 4 یا رب من بدانمی‌هیچ به یار می رسد·دود من و نفیر من یارب و زینهار من
  5. 5 یا رب من بدانمی‌عاقبت این کجا کشد·یا رب بس دراز شد این شب انتظار من
  6. 6 یا رب چیست جوش من این همه روی پوش من·چونک مرا توی توی هم یک و هم هزار من
  7. 7 عشق تو است هر زمان در خمشی و در بیان·پیش خیال چشم من روزی و روزگار من
  8. 8 گاه شکار خوانمش گاه بهار خوانمش·گاه میش لقب نهم گاه لقب خمار من
  9. 9 کفر من است و دین من دیده نوربین من·آن من است و این من نیست از او گذار من
  10. 10 صبر نماند و خواب من اشک نماند و آب من·یا رب تا کی می کند غارت هر چهار من
  11. 11 خانه آب و گل کجا خانه جان و دل کجا·یا رب آرزوم شد شهر من و دیار من
  12. 12 این دل شهر رانده در گل تیره مانده·ناله کنان که ای خدا کو حشم و تبار من
  13. 13 یا رب اگر رسیدمی شهر خود و بدیدمی·رحمت شهریار من وان همه شهر یار من
  14. 14 رفته ره درشت من بار گران ز پشت من·دلبر بردبار من آمده برده بار من
  15. 15 آهوی شیرگیر من سیر خورد ز شیر من·آن که منم شکار او گشته بود شکار من
  16. 16 نیست شب سیاه رو جفت و حریف روز من·نیست خزان سنگ دل در پی نوبهار من
  17. 17 هیچ خمش نمی‌کنی تا به کی این دهل زنی·آه که پرده در شدی ای لب پرده دار من

ganjoor: sh1837 · public domain