シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1870› 対句 2 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۸۷۰
- گریانی و پرزهری با خلق چه باقهری مانند سر بریان گشته که منم خندان
G1870:2
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 ای نفس چو سگ آخر تا چند زنی دندان·وز کبر کسان رنجی و اندر تو دو صد چندان
- 2 گریانی و پرزهری با خلق چه باقهری·مانند سر بریان گشته که منم خندان
- 3 من صوفی باصوفم من آمر معروفم·چون شحنه بود آن کس کو باشد در زندان
- 4 معذوری خود دیده در خویش ترنجیده·عذر دگران خواهد از باب هنرمندان
- 5 بر دانش و حال خود تأویل کنی قرآن·وان گاه هم از قرآن در خلق زنی سندان
- 6 آب حیوان یابی گر خاک شوی ره را·وز باد و بروت آیی در نار تو دربندان
- 7 بگریز از این دربند بر جمله تو در دربند·جز شمس حق تبریز سلطان شکرقندان
ganjoor: sh1870 · public domain