シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 188 対句 7 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۸۸

  1. زخمت رسد ز پریان گر باادب نباشی کاین گونه شهره پریان تندند و بی‌محابا

G188:7

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 اینجا کسی‌ست پنهان خود را مگیر تنها·بس تیز گوش دارد مگشا به بد زبان را
  2. 2 بر چشمهٔ ضمیر‌ت کرد آن پری وثاقی·هر صورت خیالت از وی شده‌ست پیدا
  3. 3 هر جا که چشمه باشد‌، باشد مقام پریان·با‌احتیاط باید بودن تو را در آنجا
  4. 4 این پنج چشمهٔ حس تا بر تنت روان است·ز اشراق آن پری دان گه بسته گاه مجری
  5. 5 وان پنج حس باطن چون وهم و چون تصور·هم پنج چشمه می‌دان پویان به سوی مرعی
  6. 6 هر چشمه را دو مشرف پنجاه میرابند·صورت به تو نمایند اندر زمان اجلا
  7. 7 زخمت رسد ز پریان گر باادب نباشی·کاین گونه شهره پریان تندند و بی‌محابا
  8. 8 تقدیر می‌فریبد تدبیر را که برجه·مکر‌ش گلیم بُرده از صد هزار چون ما
  9. 9 مرغان در قفس بین در شست ماهیان بین·دل‌های نوحه‌گر بین زان مکرساز دانا
  10. 10 دزدیده چشم مگشا بر هر بت از خیانت·تا نفکند ز چشمت آن شهریار بینا
  11. 11 مانده‌ست چند بیتی این چشمه گشت غایر·برجوشد آن ز چشمه‌، چون برجهیم فردا

ganjoor: sh188 · public domain