シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1881› 対句 3 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۸۸۱
- ای خواجه سودایی می باش تو صحرایی در گلشن شادی رو منگر به غم غمگین
G1881:3
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 از چشمه جان ره شد در خانه هر مسکین·ماننده کاریزی بیتیشه و بیمیتین
- 2 دل روی سوی جان کرد کای عاشق و ای پردرد·بر روزن دلبر رو در خانه خود منشین
- 3 ای خواجه سودایی می باش تو صحرایی·در گلشن شادی رو منگر به غم غمگین
- 4 چون پوست بود این دل چون آتش باشد غم·وین پوست از آن آتش چون سفره بود پرچین
- 5 چون دیده دل از غم پرخاک شود ای غم·تبریز کجا یابی با حضرت شمس الدین
ganjoor: sh1881 · public domain