シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1895 対句 6 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۸۹۵

  1. گر زانک تو را عشوه دهد کس گله کم کن صد شعبده کردی تو یکی شعبده بستان

G1895:6

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 بفریفتیم دوش و پرندوش به دستان·خوردم دغل گرم تو چون عشوه پرستان
  2. 2 دی عهد نکردی بروم بازبیایم·سوگند نخوردی که بجویم دل مستان
  3. 3 گفتی که به بستان بر من چاشت بیایید·رفتی تو سحرگاه و ببستی در بستان
  4. 4 ای عشوه تو گرمتر از باد تموزی·وی چهره تو خوبتر از روی گلستان
  5. 5 دانی که دغل از چو تو یاری به چه ماند·در عین تموزی بجهد برق زمستان
  6. 6 گر زانک تو را عشوه دهد کس گله کم کن·صد شعبده کردی تو یکی شعبده بستان
  7. 7 بر وعده مکن صبر که گر صبر نبودی·هرگز نرسیدی مدد از نیست بهستان
  8. 8 ور نه بکنم غمز و بگویم که سبب چیست·زان سان که تو اقرار کنی که سبب است آن

ganjoor: sh1895 · public domain