シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1998 対句 1 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۹۹۸

  1. به خدا گل ز تو آموخت شکر خندیدن به خدا که ز تو آموخت کمر بندیدن

G1998:1

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 به خدا گل ز تو آموخت شکر خندیدن·به خدا که ز تو آموخت کمر بندیدن
  2. 2 به خدا چرخ همان دید که من دیدستم·ور نه دیدی ز چه بودیش به سر گردیدن
  3. 3 گفتم ای نی تو چنین زار چرا می نالی·گفت خوردم دم او شرط بود نالیدن
  4. 4 گفتم ای ماه نو این جمله گداز تو ز چیست·گفت کاهش دهدم فایده بالیدن
  5. 5 فایده زفت شدن در کمی و کاستن است·از پی خرج بود مکسبه‌ها ورزیدن
  6. 6 پر پروانه پی درک تف شمع بود·چونک آن یافت نخواهد پر و دریازیدن
  7. 7 در فنا جلوه شود فایده هستی‌ها·پس نباید ز بلا گریه و درچغزیدن
  8. 8 پس خمش باش همی‌خور ز کمان‌هاش خدنگ·چون هنر در کمیت خواهد افزاییدن

ganjoor: sh1998 · public domain