シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2059 対句 5 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۰۵۹

  1. جُغد بُوَد کو به باغ یادِ خَرابه کند زاغ بُوَد کو بَهار، یاد کند از خَزان

G2059:5

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتان·آمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا بَر دَهان
  2. 2 گفت که سلطان مَنم، جانِ گلستان مَنم·حَضرتِ چون مَن شَهی، وآنگه یادِ فُلان؟
  3. 3 دفِّ مَنی هین مَخور سیلیِ هَر ناکَسی·نایِ مَنی هین مَکُن از دَمِ هَر کَس فَغان
  4. 4 پیشِ چو مَن کِیقُباد، چَشمِ بَدم دور باد!·حیف نَباشَد که تو یاد کُنی از کِهان؟
  5. 5 جُغد بُوَد کو به باغ یادِ خَرابه کند·زاغ بُوَد کو بَهار، یاد کند از خَزان
  6. 6 چَنگ به مَن دَر زدی، چَنگِ مَنی دَر کنار·تار که دَر زَخمه‌ام سُست شَوَد، بُگسَلان
  7. 7 پُشتِ جهان دیده‌ای رویِ جَهان را ببین·پُشت به خود کن که تا روی نَماید جَهان
  8. 8 ای قمرِ زیر میغ! خویش نَدیدی، دریغ!·چند چو سایه دَوی، در پیِ این دیگران؟
  9. 9 بَس که مَرا دامِ شعر، از دَغَلی بَند کرد·تا که زِ دَستم شکار، جَست سویِ گلسِتان
  10. 10 در پیِ دُزدی بُدَم، دُزد دِگَر بانگ کرد·هِشتم بازآمَدم، گفتم و هین چیست آن؟
  11. 11 گفت که اینک نشان، دُزدِ تو این سوی رَفت·دُزدِ مَرا باد داد آن دَغَلِ کَژنِشان

ganjoor: sh2059 · public domain