シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2059› 対句 8 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۰۵۹
- ای قمرِ زیر میغ! خویش نَدیدی، دریغ! چند چو سایه دَوی، در پیِ این دیگران؟
G2059:8
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتان·آمد آن گلعِذار کوفت مَرا بَر دَهان
- 2 گفت که سلطان مَنم، جانِ گلستان مَنم·حَضرتِ چون مَن شَهی، وآنگه یادِ فُلان؟
- 3 دفِّ مَنی هین مَخور سیلیِ هَر ناکَسی·نایِ مَنی هین مَکُن از دَمِ هَر کَس فَغان
- 4 پیشِ چو مَن کِیقُباد، چَشمِ بَدم دور باد!·حیف نَباشَد که تو یاد کُنی از کِهان؟
- 5 جُغد بُوَد کو به باغ یادِ خَرابه کند·زاغ بُوَد کو بَهار، یاد کند از خَزان
- 6 چَنگ به مَن دَر زدی، چَنگِ مَنی دَر کنار·تار که دَر زَخمهام سُست شَوَد، بُگسَلان
- 7 پُشتِ جهان دیدهای رویِ جَهان را ببین·پُشت به خود کن که تا روی نَماید جَهان
- 8 ای قمرِ زیر میغ! خویش نَدیدی، دریغ!·چند چو سایه دَوی، در پیِ این دیگران؟
- 9 بَس که مَرا دامِ شعر، از دَغَلی بَند کرد·تا که زِ دَستم شکار، جَست سویِ گلسِتان
- 10 در پیِ دُزدی بُدَم، دُزد دِگَر بانگ کرد·هِشتم بازآمَدم، گفتم و هین چیست آن؟
- 11 گفت که اینک نشان، دُزدِ تو این سوی رَفت·دُزدِ مَرا باد داد آن دَغَلِ کَژنِشان
ganjoor: sh2059 · public domain