シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2080› 対句 5 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۰۸۰
- ستیزه روی مرا لطف و دلبری تو کرد وگر نه سخت ادبناک بودم و مسکین
G2080:5
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 چهار شعر بگفتم بگفت نی به از این·بلی ولیک بده اولا شراب گزین
- 2 بده به خمس مبارک مرا ششم جامی·بگو بگیر و درآشام خمس با خمسین
- 3 غزال خویش به من ده غزل ز من بستان·نمای چهره شعریت و شعر تازه ببین
- 4 خمار شعر نگویم خمار من بشکن·بدان میی که نگنجد در آسمان و زمین
- 5 ستیزه روی مرا لطف و دلبری تو کرد·وگر نه سخت ادبناک بودم و مسکین
- 6 هزارساله ادب را به یک قدح ببری·خمار عشق تو نگذاشت دیده شرمین
- 7 ز سایه تو جهان پر ز لیلی و مجنون·هزار ویسه بسازد هزار گون رامین
- 8 وگر نه سایه نمودی جمال وحدت تو·در این جهان نه قران هست آمدی نه قرین
- 9 تو آفتابی و جز تو چو سایه تابع توست·گهی رود به شمال و گهی دود به یمین
- 10 گهی محیط جهان و گهی به کل فانی·به دست توست مسخر چو مهره تکوین
- 11 جمال و حسن تو ساکن چو عشق ما پیچان·جبین هجر تو بیچین چو سفره ما پرچین
- 12 سکون حسن عجبتر که بیقراری ما·و باز از این دو عجبتر چو سر کنی ز کمین
ganjoor: sh2080 · public domain