シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2092› 対句 6 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۰۹۲
- رحمی نکند چشم خوش تو بر نوحه و این چشم تر من
G2092:6
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 آن دلبر من آمد بر من·زنده شد از او بام و در من
- 2 گفتم قنقی امشب تو مرا·ای فتنه من شور و شر من
- 3 گفتا بروم کاری است مهم·در شهر مرا جان و سر من
- 4 گفتم به خدا گر تو بروی·امشب نزید این پیکر من
- 5 آخر تو شبی رحمی نکنی·بر رنگ و رخ همچون زر من
- 6 رحمی نکند چشم خوش تو·بر نوحه و این چشم تر من
- 7 بفشاند گل گلزار رخت·بر اشک خوش چون کوثر من
- 8 گفتا چه کنم چون ریخت قضا·خون همه را در ساغر من
- 9 مریخیم و جز خون نبود·در طالع من در اختر من
- 10 عودی نشود مقبول خدا·تا درنرود در مجمر من
- 11 گفتم چو تو را قصد است به جان·جز خون نبود نقل و خور من
- 12 تو سرو و گلی من سایه تو·من کشته تو تو حیدر من
- 13 گفتا نشود قربانی من·جز نادرهای ای چاکر من
- 14 جرجیس رسد کو هر نفسی·نو کشته شود در کشور من
- 15 اسحاق نبی باید که بود·قربان شده بر خاک در من
- 16 من عشقم و چون ریزم ز تو خون·زنده کنمت در محشر من
- 17 هان تا نطپی در پنجه من·هان تا نرمی از خنجر من
- 18 با مرگ مکن تو روی ترش·تا شکر کند از تو بر من
- 19 میخند چو گل چون برکندت·تا بسر شدت در شکر من
- 20 اسحاق توی من والد تو·کی بشکنمت ای گوهر من
- 21 عشق است پدر عاشق رمه را·زاینده از او کر و فر من
- 22 این گفت و بشد چون باد صبا·شد اشک روان از منظر من
- 23 گفتم چه شود گر لطف کنی·آهسته روی ای سرور من
- 24 اشتاب مکن آهسته ترک·ای جان و جهان ای صدپر من
- 25 کس هیچ ندید اشتاب مرا·این است تک کاهلتر من
- 26 این چرخ فلک گر جهد کند·هرگز نرسد در معبر من
- 27 گفتا که خمش کاین خنگ فلک·لنگانه رود در محضر من
- 28 خامش که اگر خامش نکنی·در بیشه فتد این آذر من
- 29 باقیش مگو تا روز دگر·تا دل نپرد از مصدر من
ganjoor: sh2092 · public domain