シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2166 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۱۶۶

  1. غلط گفتم غلط گفتن در این حالت عجب نبود که این دم جام را از می نمی‌دانم به جان تو

G2166:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو·که هر بندی که بربندی بدرانم به جان تو
  2. 2 چو چرخم من چو ماهم من چو شمعم من ز تاب تو·همه عقلم همه عشقم همه جانم به جان تو
  3. 3 نشاط من ز کار تو خمار من ز خار تو·به هر سو رو بگردانی بگردانم به جان تو
  4. 4 غلط گفتم غلط گفتن در این حالت عجب نبود·که این دم جام را از می نمی‌دانم به جان تو
  5. 5 من آن دیوانه بندم که دیوان را همی‌بندم·من دیوانه دیوان را سلیمانم به جان تو
  6. 6 به غیر عشق هر صورت که آن سر برزند از دل·ز صحن دل همین ساعت برون رانم به جان تو
  7. 7 بیا ای او که رفتی تو که چیزی کو رود آید·نه تو آنی به جان من نه من آنم به جان تو
  8. 8 ایا منکر درون جان مکن انکارها پنهان·که سر سرنوشتت را فروخوانم به جان تو
  9. 9 ز عشق شمس تبریزی ز بیداری و شبخیزی·مثال ذره‌ای گردان پریشانم به جان تو

ganjoor: sh2166 · public domain