シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2200 対句 1 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۲۰۰

  1. ای صبا بادی که داری در سر از یاری بگو گر نگویی با کسی با عاشقان باری بگو

G2200:1

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ای صبا بادی که داری در سر از یاری بگو·گر نگویی با کسی با عاشقان باری بگو
  2. 2 قصه کن در گوش ما گر دیگران محرم نیند·با دل پرخون ما پیغام دلداری بگو
  3. 3 آن مسیح حسن را دانم که می‌دانی کجاست·با کسی کز عشق دارد بسته زناری بگو
  4. 4 بانگ برزن عاشقی را کو به گل مشغول شد·گو که شرمت باد از آن رخ ترک گلزاری بگو
  5. 5 ای صبا خوش آمدی چون بازگردی سوی دوست·حال من دزدیده اندر گوش عیاری بگو
  6. 6 سوسنی با صد زبان گر حال من با او بگفت·تو چو نرگس بی‌زبان از چشم اسراری بگو
  7. 7 با چنان غیرت که جان دارد بگفتم پیش خلق·شمس تبریزی بگویم گفت جان آری بگو

ganjoor: sh2200 · public domain