シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 221› 対句 3 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۲۱
- چو گوش چرخ و زمین و ستاره در کف توست کجا روند همان جا که گفتهای که بیا
G221:3
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 مرا تو گوش گرفتی همیکشی به کجا·بگو که در دل تو چیست چیست عزم تو را
- 2 چه دیگ پختهای از بهر من عزیزا دوش·خدای داند تا چیست عشق را سودا
- 3 چو گوش چرخ و زمین و ستاره در کف توست·کجا روند همان جا که گفتهای که بیا
- 4 مرا دو گوش گرفتی و جمله را یک گوش·که میزنم ز بن هر دو گوش طال بقا
- 5 غلام پیر شود خواجهاش کند آزاد·چو پیر گشتم از آغاز بنده کرد مرا
- 6 نه کودکان به قیامت سپیدمو خیزند·قیامت تو سیه موی کرد پیران را
- 7 چو مرده زنده کنی پیر را جوان سازی·خموش کردم و مشغول میشوم به دعا
ganjoor: sh221 · public domain