シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 221 対句 5 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۲۱

  1. غلام پیر شود خواجه‌اش کند آزاد چو پیر گشتم از آغاز بنده کرد مرا

G221:5

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 مرا تو گوش گرفتی همی‌کشی به کجا·بگو که در دل تو چیست چیست عزم تو را
  2. 2 چه دیگ پخته‌ای از بهر من عزیزا دوش·خدای داند تا چیست عشق را سودا
  3. 3 چو گوش چرخ و زمین و ستاره در کف توست·کجا روند همان جا که گفته‌ای که بیا
  4. 4 مرا دو گوش گرفتی و جمله را یک گوش·که می‌زنم ز بن هر دو گوش طال بقا
  5. 5 غلام پیر شود خواجه‌اش کند آزاد·چو پیر گشتم از آغاز بنده کرد مرا
  6. 6 نه کودکان به قیامت سپیدمو خیزند·قیامت تو سیه موی کرد پیران را
  7. 7 چو مرده زنده کنی پیر را جوان سازی·خموش کردم و مشغول می‌شوم به دعا

ganjoor: sh221 · public domain