シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2245 対句 12 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۲۴۵

  1. عشق مرا گفت دی عاشق من چون شدی گفتم بر چون متن ز آنچ تنیدی بگو

G2245:12

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 مطرب مهتاب رو آنچ شنیدی بگو·ما همگان محرمیم آنچ بدیدی بگو
  2. 2 ای شه و سلطان ما ای طربستان ما·در حرم جان ما بر چه رسیدی بگو
  3. 3 نرگس خمار او ای که خدا یار او·دوش ز گلزار او هر چه بچیدی بگو
  4. 4 ای شده از دست من چون دل سرمست من·ای همه را دیده تو آنچ گزیدی بگو
  5. 5 عید بیاید رود عید تو ماند ابد·کز فلک بی‌مدد چون برهیدی بگو
  6. 6 در شکرستان جان غرقه شدم ای شکر·زین شکرستان اگر هیچ چشیدی بگو
  7. 7 می‌کشدم می به چپ می‌کشدم دل به راست·رو که کشاکش خوش است تو چه کشیدی بگو
  8. 8 می به قدح ریختی فتنه برانگیختی·کوی خرابات را تو چه کلیدی بگو
  9. 9 شور خرابات ما نور مناجات ما·پرده حاجات ما هم تو دریدی بگو
  10. 10 ماه به ابر اندرون تیره شده‌ست و زبون·ای مه کز ابرها پاک و بعیدی بگو
  11. 11 ظل تو پاینده باد ماه تو تابنده باد·چرخ تو را بنده باد از چه رمیدی بگو
  12. 12 عشق مرا گفت دی عاشق من چون شدی·گفتم بر چون متن ز آنچ تنیدی بگو
  13. 13 مرد مجاهد بدم عاقل و زاهد بدم·عافیتا همچو مرغ از چه پریدی بگو

ganjoor: sh2245 · public domain