シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2335 対句 7 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۳۳۵

  1. اول بده آن رطل بدان نفس محدث تا ناطقه‌اش هیچ نگوید ز فسانه

G2335:7

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 رندان همه جمعند در این دیر مغانه·درده تو یکی رطل بدان پیر یگانه
  2. 2 خون ریزبک عشق در و بام گرفته‌ست·و آن عقل گریزان شده از خانه به خانه
  3. 3 یک پرده برانداخته آن شاهد اعظم·از پرده برون رفته همه اهل زمانه
  4. 4 آن جنس که عشاق در این بحر فتادند·چه جای امان باشد و چه جای امانه
  5. 5 کی سرد شود عشق ز آواز ملامت·هرگز نرمد شیر ز فریاد زنانه
  6. 6 پر کن تو یکی رطل ز می‌های خدایی·مگذار خدایان طبیعت به میانه
  7. 7 اول بده آن رطل بدان نفس محدث·تا ناطقه‌اش هیچ نگوید ز فسانه
  8. 8 چون بند شود نطق یکی سیل درآید·کز کون و مکان هیچ نبینی تو نشانه
  9. 9 شمس الحق تبریز چه آتش که برافروخت·احسنت زهی آتش و شاباش زبانه

ganjoor: sh2335 · public domain