シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2337 対句 5 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۳۳۷

  1. از آن می جعفر طیار خورده‌ست شدم بی‌دست چون جعفر مرا ده

G2337:5

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 هلا ساقی بیا ساغر مرا ده·زرم بستان می چون زر مرا ده
  2. 2 به حق آن که در سر دارم از تو·چو خم را وا کنی سر سر مرا ده
  3. 3 به دیگر کس مده آنچم نمودی·مرا ده آن و آن دیگر مرا ده
  4. 4 سرش مگشا مگو نامش که آن چیست·اگر زهر است اگر شکر مرا ده
  5. 5 از آن می جعفر طیار خورده‌ست·شدم بی‌دست چون جعفر مرا ده
  6. 6 بپیما آن شرابی را که بویش·به از مشک است و از عنبر مرا ده
  7. 7 سقاهم ربهم رطلی شگرف است·نهان از مؤمن و کافر مرا ده

ganjoor: sh2337 · public domain